بسم الله الرحمن الرحیم

نژادپرستی تفکّر برتر دانستن یک نژاد بر نژاد(های) دیگر است.
در کتاب «فرهنگ سیاسی» داریوش آشوری برای نژادپرستی تحت نام «نژادگرایی» چنین تعریفی آورده شده:
نژادگرایی نظریه‌ای است که میان نژاد و پدیده‌های غیر زیست شناسی مانند دین، آداب، زبان و... رابطه ایجاد کرده برخی نژادها را برتر از دیگر نژادهای بشری می‌شمارد. در این نظریه برتری نژادی مستقل از شرایط محیطی و اجتماعی رشد افراد عمل کرده و دست تقدیر برخی نژادهای بشر را برتر و برخی دیگر را کهتر گردانیده‌است.
ریشه‌های نژادپرستی در عصر جدید به نظریات کنت دوگوبینو نویسنده فرانسوی می‌رسد که آن را در ۱۸۵۳ منتشر نمود. در قرن بیستم بزرگ‌ترین حامی نژادگرایی هاستن استوارت چیمبرلین نویسنده آلمانی انگلیسی تبار بود.
معروف‌ترین دولت‌های نژادپرست سده بیستم حکومت آپارتاید آفریقای جنوبی و اسرائیل ( رفتار آپارتایدی اسرائیل با فلسطینیان ) به شمار می‌روند.

نژاد پرستی نوع خاصی از تعصب است که بر مبنای استدلالات نادرست و عمومیت دادن برخی خصوصیات به گروهی از انسانها، به گونه‌ای غیر قابل انعطاف، شکل می‌گیرد. تعصب از کلمه ی لاتین « پرجودیسم » که به معنای پیش داوری کردن پیش از روشن شدن حقایق است، ریشه می‌گیرد. هرگاه فردی اجازه دهد عقاید متعصبانه اش مانع از رشد و حرکت دیگری شود تبعیض نژادی رخ داده‌است. و آنان که همه ی افراد یک نژاد را از برخی مشاغل خاص، مسکن، حقوق سیاسی، فرصتهای تحصیلی یا تعاملات اجتماعی محروم می‌کنند عاملان تبعیض نژادی هستند.

در قرون گذشته درگیری میان سه نژاد اصلی قفقازی، آسیایی و سیاه پوست همواره وجود داشته که گاه شامل محرومیت‌های اجتماعی ناشی از خودستایی بوده و زمانی منجر به نسل کشی‌های تحت حمایت حکومتها شده‌است. نژاد پرستی احساس ترس یا نفرتی است نا بجا از یک انسان تنها به دلیل نژاد وی. حتی زمانی که رنگ پوست مطرح نباشد عوامل دیگری چون زبان، مذهب، ملیت، تحصیلات، جنسیت یا سن وسال منجر به بروز تعصبات می‌گردد.

جامعه شناسان، مورخان و انسان شناسان معتقدند وقتی دو گروه با رنگ پوست و ظاهر فیزیکی متفاوت با هم در تماس قرار می‌گیرند و بر سر یک موضوع رقابت می‌کنند تبعیض نژادی با شدت و خشونت بیشتری بروز می‌کند. اما جوامعی که عاری از هر گونه درگیری نژادی هستند از پتانسیل همه ی شهروندان خود بهره برده و بسوی حذف این تعصبات گام می‌بردارند.

 یهود و اعتقاد برتری نژاد: (و جالبه بدونید این نژادپرستی از گور این زایونای بیشتر منشا گرفته!)

آیه 80 سوره بقره:
وَقَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ
 و گفتند: «هرگز آتش دوزخ، جز چند روزي، به ما نخواهد رسيد.» بگو: «آيا پيماني از خدا گرفته‌ايد؟! -و خداوند هرگز از پيمانش تخلف نمي‌ورزد- يا چيزي را که نمي‌دانيد به خدا نسبت مي‌دهيد»؟!

تفسیر:
این آیه به یکی از گفته های بی اساس یهود اشاره دارد که آنان را به خود مغرور کرده بود و سرچشمه ی قسمتی از انحرافات و خود خواهی ها و خود پرستی های آنان به شمار می آید. بر اساس این اعتقاد، نژاد یهود بر همه ی نژاد ها برتری دارد و آنان تافته جدا بافته اند و گنهکارانشان فقط چند روز کیفر و مجازات می بینند و سپس بهشت الهی برای ابد در اختیار آنان خواهد بود. جامعه ی یهود، خود را فرزندان پیامبران می دانستند و می گفتند: آنان نر روز رستاخیز در حق فرزندان خویش شفاعت خواهند کرد. همچنین به دلیل اعتقادی که به شفاعت آنها داشتند، می گفتند:" هرگز آتش دوزخ جز چند روزی به ما نخواهد رسید." این آیه با بیانی منطقی این پندار غلط را ابطال می کند و می گوید این گفتار شما از دو حال خارج نیست: یا باید عهد وپیمان خالصی از خداوند در این زمینه گرفته باشید- که نگرفته اید- یا دروغ و تهمت به خدا می بندید.

دین تحریف شده یهود

 آیه 79 سوره بقره:
فَوَيلٌ لِلَّذِينَ يكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيدِيهِمْ ثُمَّ يقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيدِيهِمْ وَوَيلٌ لَهُمْ مِمَّا يكْسِبُونَ
 پس واي بر آنها که نوشته‌اي با دست خود مي‌نويسند، سپس مي‌گويند: «اين، از طرف خداست.» تا آن را به بهاي کمي بفروشند. پس
واي بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و واي بر آنان از آنچه از اين راه به دست مي‌آورند!

تفسیر:
از امام باقر(ع) روایت شده که: «علماى یهود به سراغ تورات رفتند و اوصاف حضرت محمّد(ص) را در آن تغییر دادند تا به این وسیله در دل مستضعفان فکرى یهود، شک ایجاد کنند».
تنها آیهاى که در آن سه بار کلمه «ویل» بکار رفته، همین آیه است که خطر علما و دانشمندان دنیاپرست را مطرح مىکند

نژاد پرستي ، آريا ئيسم و پان ايرانيسم/ ساخته دست نويسندگان و روشنفكران سرخورده ای است که با بهره گيري از این تفكر پوچ و غير علمي به تاريخ سازي و افسانه پردازيهاي آريا محورانه پرداخته و در اين راه از افسانه هاي فردوسي گرفته تا نظرات جعلي اروپائيان و حتي آيات مقدس قران سوء استفاده كردند و با تحقير و سركوب ايرانيان غير فارس عقده هاي رواني خود راتخليه کردند...

نژاد واژه اي است جهت متمايز نمودن افرادي كه داراي فنوتيپ و ويژگيهاي متفاوت بيولوژيكي مي باشند.
مساله نژادبه عنوان يك مفهوم سياسي ـ اجتماعي در قرن نوزده مطرح گرديد. با اين مضمون كه افراد داراي فنوتيپ متفاوت ، از نظر هوش و استعداد نيز متفاوتند.
اين مفهوم در دوره استعمار براي مشروعيت بخشيدن به استعمار و استثمار ملل غير اروپايي توسط اروپائيان ابزاري كارآمد بود.
گروهبندي نژادها با بهره گيري از سه متد:
1ـ ژنوتيپ
2ـ فنوتيپ
3ـ ريشه هاي زبانشناختي
صورت مي گيرد.

1ـ ژنوتيپ : از نظرمكتب داروينيسم گروههاي داراي ژنهاي مشترك ، همنژاد محسوب مي گردند. از نظر علمي اين روش دقيقترين روش به حساب مي آيد ولي اختلاط بين اقوام و ملل و عدم امكان مطالعه تك تك افراد از نظر ژنتيكي ، باعث متزلزل شدن مفهوم نژاد از نظر ژنوتيپ شده است.
در ضمن آزمايشات علمي نيز هيچگونه برتري خاصي را در گروه خاص ثابت نكرده است.

2ـ فنوتيپ: در اين روش افراد را از نظر ريخت و قيافه و اندام ، رنگ پوست و مو و اندازه جمجمه سر و … بررسي مي كنند و گروهبنديهاي همچون سفيد پوست ، سياه پوست و …. پديد مي آيد .

3ـ ريشه هاي زبانشناختي : در اين روش گروههايي كه داراي ريشه زباني واحد ميباشند هم نژاد فرض مي گردند مانند التصاقي زبانها ، تحليلي زبانها و هجائي زبانها و …