جبر جغرافیایی
« شب عاشورا، امام حسین علیه السلام به یارانش فرمود: هر کسی از شما حق الناسی به گردن دارد، برود!! او به جهانیان فهماند که حتی کشته شدن در کربلا هم از بین برنده حق الناس نیست.
در عجبم از کسانی که هزاران گناه می کنند و معتقدند یک قطره اشک بر حسین، ضامن بهشت آن هاست.»
شهید دکتر مصطفی چمران

سلام برادرها و خواهرهای گلم.
در روزگار و جامعه ایی که، ارزش تو را، به کوتاهی و تنگی لباس هایت میشناسند،
بیا و فاطمی باش، و آن بی ارزش های بی ارزش را، با پاکی و حجابت پایمال کن.

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه :

نیکو ثمر ، قدسی شجر ، والا گوهر ، فرخنده پر ، صاحب نظر ، بهجت اثر ، احمد سیر ، قرص قمر ، هم دادور ، هم دادگر ، قدرت قدر ، فخر بشر ، هم نامور ، هم تاجور ، هم صاحب تیغ دو سر ، شمس الضحی ، بدر الدجی ، میر هدی ، نور خدا ، هم مقتدا ، هم رهنما ، هم ابتدا ، هم انتها ، هم دلربا ، هم دلگشا ، خیبر گشا ، مشکل گشا ، هم بی ریا ، هم با صفا ، هم با حیا ، هم با وفا ، هم کیمیا ، رمز دوا ، سر شفا ، راز بقا ، هم با حسب ، هم با نسب ، هم بوالعجب ، کنز ادب ، هم منتخب ، هم منتسب ، هم منتجب ، محبوب رب ، لشکر از او ، سنگر از او ، خیبر از او ، کشور از او ، محشر از او ، کیفر از او ، باور از او ، داور از او ، زمزم از او ، تصمیم از او ، کوثر از او ، ساغر از او ، مسجد از او ، محراب از او ، طاعت از او ، منبر از او ، بوی خوش گلزار ها ، مجمر از او ، عنبر از او ، قاسم النار ، خصم اشرار ، مرد پیکار ، تنها علمدار ، سالار و سردار ، سیر الی الله راه او ، روشن دل آگاه او ، قران کتاب الله او ، ایمان تجلی گاه او ، خندق نمایشگاه او ، بنگر به اذن و جاه او ، کعبه ولادتگاه او ، مسجد شهادتگاه او ، بی مثل در روی زمین ، این آیه ی عرش برین ، شاگرد ختم المرسلین ، استاد جبرئیل امین ، بنت اسد را نازنین ، ناز افرین ، راز افرین ، عزمش متین و آهنین ، حصن حصین ، یعسوب دین ، عین الیقین ، حبل المتین ، شد قبله ی اهل یقین ، مولا امیرالمومنین علی ابن ابیطالب...
عید امامت و ولایت امیرالمومنین برتمام شیعیان مبارک
اللهم عجل لولیک الفرج

جوانی به حکیمی گفت: وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلیها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زنها از همسرم بهتراند. حکیم گفت: آیا دوست داری بدانی از همه اینها تلختر و ناگوارتر چیست؟
جوان گفت: آری.حکیم گفت: اگر با تمام زنهای دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگهای ولگرد محله شما از آنها زیباترند.
جوان با تعجب پرسید: چرا چنین سخنی میگویی؟حکیم گفت: چون مشکل در همسر تو نیست. مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمعکار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است که چشمانش را به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند. آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟ جوان گفت: آری.
حکیم گفت: مراقب چشمانت باش.
اعوذ بالله من شر نفسی و من شر الشیطان اللعین الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
اعوذ بالله من شر نفسی و من شر الشیطان اللعین الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) :
خیلی از مردم میگن بابا دلت پاک باشد؛ دل پاک باشد، کافی است!! (تفکر پلورالیزمی) جواب به این اشخاص که پاکی دل رو ملاک خوبی و بهشت میدونند اینه : آنکس که تو را خلق کرده است، اگر فقط دل پاک کافی بود فقط میگفت [آمـِـنـُوا] در حالیکه گفته : [آمـِـنـُوا وَ عَمِـلُوا الصَّالِحات] یعنی هم دلت پاک باشد، هم کارت درست باشد. اگر تخمه کدو را بشکنی و مغزش را بکاری، سبز نمی شود. پوستش را هم بکاری سبز نمیشود. مغز و پوست باید با هم باشد. هم دل؛ هم عمل!

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
اعوذ بالله من شر نفسی و من شر الشیطان اللعین الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
پریشب ﺷﺐ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻭﺍﺣﺪ بود !
ﺧﺪﺍ ﺳﺎﯾﺖ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﺎﺯ گذاشته بود !
ﺩﻭ ﺷﺐ ﻫﻢ ﺣﺬﻑ ﻭ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻧﻤﻮﻧﯽ !!
.
.
.

حاج آقا مجتبي تهراني: من هميشه قبل از اينکه از خدا طلب مغفرت کنم, مي گويم خدايا من امشب از تمام کساني که گردنشون حقي دارم, غيبت منو کردن, مالي از من خوردن, آزاري رسوندن و... از همه اونها گذشتم و هيچ شکايتي ندارم. خدايا اگر تو امشب منو نبخشي و از سر تمام تقصيراتم نگذري ((يعني من از تو بخشنده تر هستم و چنين چيزي غيرممکنه)) پس حتما تو منو بخشيدي... اينطور دعا کنيد و ببينيد چه حالي به شما دست مي دهد خصوصا در حق کساني که به شما بدي کردند بيشتر دعا کنيد.
و در روايت آمده که اگر در حق کساني که به شمابدي کردند دعا کنيد خداوند چندين برابر اون چيزي که خواستيد رو براي خودتون مستجاب مي کنه.
التماس دعا فرج
یَا دَلِیلَ الْمُتَحَیِّرِینَ
اى مددرس مددجويان
یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ
اى فريادرس فريادكنان
یَا صَرِیخَ الْمُسْتَصْرِخِینَ
اى پناه پناهندگان
یَا جَارَ الْمُسْتَجِیرِینَ
اى ايمنىبخش هراسندگان
یَا أَمَانَ الْخَائِفِینَ یَا عَوْنَ الْمُؤْمِنِینَ
اى ياور مؤمنان
یَا رَاحِمَ الْمَسَاکِینِ
اى مهرورز بر خاك نشستگان
یَا مَلْجَأَ الْعَاصِینَ یَا غَافِرَ الْمُذْنِبِینَ
اى پناه عصيانگران
یَا مُجِیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّینَ
اى آمرزنده گنهگاران
اى رهنماى رهجويان
اى اجابت كننده دعاى بيچارگان
.
.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
بدی ِ تاریخ اینه که مدام تکرار میشه ! اما کو درس عبرت !
رفاعه: قرار ما این نبود ابو اسحاق!
مختار: قرار ما چه بود؟!
رفاعه: تو شعائر قیام را فدای مصلحت
اندیشی های سیاسی کردی. ظاهرا شیرینی حکومت به کام جنابتان مزه کرده؛
جماعتی که حکم به زندانی کردنشان دادی همه تن سوختگان و دل سوختگانی هستند
که به جرم ارادت به علی یک جای سالم در بدنشان نمی بینی! آنها سگ و سگ توله
ای را کشتند که گیرم در خون حسین دخالتی نداشته اما کم هم ظلم نکردند به
مریدان علی. چطور شده ابواسحاق از “اجرای عدالت” این همه پریشان شدند!
مختار: قرار باشد هرکس “با فتوای خود” شمشیر بکشد و اجرای عدالت بکند سنگ روی سنگ بند نمیشود این چه منطقی است که شما دارید؟!
رفاعه: این شمایید که با منطقتان
نمک به زخم داغ داران حسین می پاشید، شما به خاطر قصاص از قاتلین حسین قیام
کردید به این مردم وعده خون خواهی دادید ، پس کو؟!
مختار: بن شداد، من بنا ندارم ثمره “قیام شیعه” را با تند روی ها و ندانم کاری های شما “نابود” کنم، شیعه از دست فتواهای ناسنجیده امثال شما کم غرامت نداده. هیچوقت ضرورت های زمانه خود را درک نکردید،هیچوقت بر صراط عدالت حرکت نکرده اید،همیشه یا افراط کرده اید یا تفریط. اگر خود را شیعه علی می دانید و اگر می خواهید حکومت یاران علی بعد از سی سال شکست و تلخ کامی نتیجه بدهد، بروید و با خود و خدایتان خلوت کنید و در کاری که در آن جاهلید و علم ندارید دخالت نکنید و فتواهای صد من یک غاز ندهید!

اعوذ بالله من شر نفسی و من شر الشیطان اللعین الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام در عالم مکاشفه به مرحوم آیت الله میرزا محمد باقر فقیه ایمانی فرمودند :«در منبرها به مردم بگویید و به آنان دستور دهید ، توبه کنند و درباره ی تعجیل ظهور حضرت دعا کنید

اعوذ بالله من شر نفسی و من شر الشیطان اللعین الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
صدقه از دیدگاه پیامبر (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام
آیا صدقه دادن و بخشش تنها جنبه مالی و مادی داره یا انسان میتونه به اشکال دیگه هم بخشش کنه؟ شاید این سوال برای خیلی از ما مطرح باشه!
قبل از پاسخ ، ایام سوگواری رو به همه تسلیت عرض میکنم و از همه دوستان التماس دعا داریم
خورشید به سوگ مصطفی (ص) میگرید
مهتاب به حال مجتبی (ع) میگرید
در مشهد دل چه کربلایی برپاست
قومی به شهادت رضا (ع) میگرید

اعوذبالله من شر نفسی و من شر شیطان لعین الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
نقش پوشش و لباس در تهاجم فرهنگی , بیداری اسلامی
فاجعه پوشش در ایران و نقش حکومت و نظام
جمع آوری:
محمد فامیل دبیری, Milad Dabiri
آیا فرهنگ ایران در حال تغییر است؟
بی حجاب شوید تا زیباتر دیده شوید ؟؟؟
مابقی در ادامه مطلب
اعوذبالله من شر نفسی و من شر شیطان لعین الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله رب العالمین
شرط انسان زيستن
مقدّمه
در درس پيشين، ضرورت پى جويى دين و تلاش براى شناختن دين حق را با بيان سادهاى اثبات كرديم كه مبتنى بر انگيزه فطرى منفعت جويى و زيان گريزى انسان بود1، انگيزهاى كه هركسى مىتواند در درون خود بيابد و باصطلاح، علم حضورى خطاناپذير به آن دارد.
ما بقی در ادامه مطلب....
بسم الله الرحمن الرحیم
شب قدر چه شبی است و چرابهتر از هزار سال است؟
چرا این شب، شب قدر نامیده شده، در آن چه اسراری نهفته و چه وقایع و حوادثی در آن رخ داده و رخ میدهد؟
مفسران قرآن كریم با استفاده از قرآن و احادیث پیشوایان معصوم(علیهمالسلام)، درباره نامگذاری این شب به شب قدر مطالب و دلایل زیادی آوردهاند كه مهمترین و مناسبترین آنها بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
آثار انتظار

کسی که انتظار قیام مصلح جهانی را دارد در واقع ، انتظار انقلاب و تحولی را دارد که وسیع ترین و اساسی ترین انقلابهای انسانی در طول تاریخ بشر است، انقلابی که همه شؤون زندگی انسان را شامل میشود. انتظار، همیشه از دو عنصر نفی و اثبات تشکیل میشود، یعنی ناراحتی از وضع موجود، و عشق و علاقه به وضعیت بهتر. پس کسانی که در انتظارند، اگر در ادعای خود صادق باشند، باید این آثار را در آن ها آشکار شود:
برای مشاهده متن کامل بروی ادامه مطلب کلیک فرمایید

امام باقر علیه السلام جایگاه ویژهای برای فقه و ژرف نگری در آن و به اصطلاح تفقه در دین قائل بود و فقیه در دین را شخصیتی ممتاز و بارز معرفی میکرد و میفرمود: «مُتَفَقِّهٌ فِی الدّینِ اَشَدُّ عَلَی الشَّیطانِ مِنْ عِبادَةِ أَلْفَ عابِدٍ؛ وجود یک فقیه در دین، برای شیطان از عبادت هزار عابد سختتر است».(1)
آن بزرگوار ضمن تشویق دیگران به تفقه در دین میفرمود: «تفَقّهُوا فِی الْحَلالِ وَالْحَرامِ وَ اِلاّ فَاَنْتُمْ اَعْرابٌ؛ در حلال و حرام تفقه کنید تا از «اعراب» [بادیه نشین] نباشید.»(2) همچنان که خداوند متعال درباره نادانی و جهل اعراب بادیه نشینی که به سختی اسلام را میپذیرفتند، فرمود: «اَلاَْعْرابُ اَشَدُّ کُفْرا و نِفاقا؛اعراب [بادیه نشین]، کفر و دورویی شان بیشتر است». (توبه: 98)
اگرچه روایت یاد شده، به طور مستقیم دلالت بر اجتهاد ندارد، میتوان گفت که به گونهای تلویحی، مردم را به آن تشویق می کند. از این رو، امام باقر علیه السلام در این زمینه تا اندازه ای به اصحاب و نزدیکان خود سخت گیر به نظر میرسید که گاه با تهدید، زمینههای تحریک آنان برای دنبال کردن این سنت را فراهم میآورد و میفرمود: «اگر جوانی از جوانان شیعه را نزد من آورند که در پی تفقه در دین نباشد، او را تنبیه خواهم کرد».(3)
2. صبر در هنگام سختی: صبر، درخشنده ترین خلق و خوی قرآنی است که در همه سوره های مکی و مدنی قرآن، توجه و عنایت پروردگار بدان معطوف بوده است.(4)
با توجه به معنای دقیق صبر در قرآن، امور ناخوشایند برای انسان، گوناگون و رنگارنگ هستند. بنابراین قلمرو صبر، میدان های بسیاری را در بر می گیرد و دایره صبر، بسیار بیش از آنچه مردم وقتی کلمه صبر را می شنوند و در ذهنشان نقش می بندد، گسترش دارد.
امام محمد غزالی می گوید:
بدان که صبر دو گونه است: جسمانی و نفسانی. صبر جسمانی و بدنی خود نیز بر دو گونه است: گاهی عبارت از انجام دادن کارهای استوار است و از زیر کار در نرفتن (که صبر فعال است) و گاهی عبارت است از تحمل و بردباری و شکیبایی در برابر ضربه های سخت و بیماری های شدید و زخم های سهمگین (که صبر انفعالی است).
صبر تمام عیار مورد نظر اسلام نیز که در هر شرایطی پسندیده و تأکید شده، صبر نفسانی است که بنا بر آن، انسان، خویشتن را از هوس و دلخواه ناروا باز می دارد و مشتهیات [و خواسته های] نفسانی خویش را زنجیر می کند و افسار اسب سرکش نفس را در دست می گیرد
صبر جسمانی هرگاه با موازین شرع هماهنگ باشد، صبر پسندیده است. صبر تمام عیار مورد نظر اسلام نیز که در هر شرایطی پسندیده و تأکید شده، صبر نفسانی است که بنا بر آن، انسان، خویشتن را از هوس و دلخواه ناروا باز می دارد و مشتهیات [و خواسته های] نفسانی خویش را زنجیر می کند و افسار اسب سرکش نفس را در دست می گیرد.
صبر نفسانی هم بر حسب زمینه به کارگیری آن، نام های مختلف به خود می گیرد:
ـ اگر شکیبایی در برابر شهوات و شکم بارگی باشد، عفت نام دارد.
ـ اگر شکیبایی در برابر مصایب روزگار باشد، صبر نام دارد که ضد آن، جَزَع و هَلَع است، یعنی انسان خویشتن داری نکند و هر چه می خواهد، صدایش را به آه و ناله برگرداند و بر سر و صورت خویش بکوبد و گریبان پاره کند.
ـ اگر شکیبایی در برابر ثروتمندی و مال و مکنت باشد، ضبط نفس (یعنی داشتن ظرفیت و خود را گم نکردن) نام دارد که ضد آن، حالتی است که بَطِر نام دارد.
ـ اگر شکیبایی در صحنه کارزار و میدان جنگ باشد، شجاعت و دلیری نام می گیرد که ضد آن، جُبْن و بزدلی و ترسویی است.
ـ اگر شکیبایی در هنگام خشم و شعله کشیدن غضب باشد، حلم نامیده می شود و ضد آن، بی حوصلگی و زود از جا در رفتن و عصبانی بودن است.
ـ اگر شکیبایی در برابر ناگواری ها و نگرانی های روزمره باشد، سعه صدر نام دارد. یعنی دل بازی و گشاده رویی که ضدّ آن، ضَجْر و ضیق صدر یعنی افسردگی و دلتنگی و وازدگی و بی تابی در برابر سختی هاست.
ـ اگر شکیبایی عبارت از پنهان داشتن سخن یا خبری باشد، رازداری نام دارد.

ـ اگر شکیبایی در کنار گذاردن تجملات و به دنبال زر و زیور زندگی نرفتن و سطح کارآیی خویش را بالا بردن و سطح خواسته ها را پایین آوردن رخ دهد، زهد نام می گیرد که ضد آن، حرص است.
ـ اگر شکیبایی به این معنا باشد که انسان با اندک بهره ای از زندگی بسازد و خود را جز به خداوند، پیوسته و دل بسته نسازد، قناعت نام می گیرد که ضد آن، آزمندی است.
بدین ترتیب، بیشتر خلق و خوی های اهل ایمان، زیر عنوان صبر جای دارند. به همین دلیل وقتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله می پرسند که ایمان چیست؟ می فرماید: «هو الصبر.» منظور آن حضرت این است که انجام دادن کارهای عبادی و استقامت در راه بندگی خداوند، بیشترین جنبه های نظام رفتاری یک فرد مسلمان را در بر می گیرد.
برای نمونه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «الحجّ عرفه»؛ یعنی عرفه و وقوف در عرفات، آن قدر اهمیت دارد که می توان گفت: «حج، عبارت است از عرفه».
بنابراین صبر، بر حسب زمینه های آن، نام های گوناگون می گیرد، ولی از نظر ماهیت، همه انواع صبر یکی هستند.(5)
صبر در اخلاق، به مفهوم ثبات و آرامش نفس در سختی ها و پایداری و مقاومت در برابر آنهاست. همچنین پایداری و ثبات انگیزه دین، در مقابله با انگیزه هوا و هوس است.
صبر در ناگواری ها، بر خلاف گرایش ها و نیازهای طبیعی انسان است و آغاز صبر را همیشه تلخ و پایانش را دارای ثمر شیرین دانسته اند. کسی که هنگام صبر در بلاها و ناگواری ها، به همان آغاز تلخ برخورد با بلا و ناگواری توجه کند و ثمر صبر را در نظر نگیرد، نه تنها از ادامه صبر و استقامت در آن محروم است، هرگز توفیق دریافت ثمر و منافع صبر را نیز نخواهد یافت. اگر نگاه او به نتیجه و ثمر صبر است و در صبر، به جز موفق بودن و رسیدن به مطلوب و به دست آوردن چهره مقصود را در نظر ندارد، تلخی و ناگواری ابتدای صبر، هرگز برای او ادامه ندارد.
امام باقر علیه السلام میفرمود: «اگر جوانی از جوانان شیعه را نزد من آورند که در پی تفقه در دین نباشد، او را تنبیه خواهم کرد
به تعبیر حکما، در صبر ورزیدن، انسان با استقامت در عمل، در برابر تدبیرهای پوچ و واهی نیز مقاوم خواهد شد. صبر، عقل را در این مفهوم که کدام تدبیر را برای رفع سختی ها در پیش گیرد، یاری خواهد کرد و انسان صابر هنگام نزول بلا و وقوع دشواری های زندگی، با کمک عقل، صبر را تداوم می بخشد و در غیر این صورت، ثبات روحی و نظم تعادل و قوا، در انسان از میان خواهد رفت و انسان دچار سستی و بی ثباتی در زندگی خواهد شد.(6)
3. میانه روی در معیشت: یکی از مهم ترین آموزه های اقتصادی اسلام، اصل اندازه داری در زندگی و مصرف کردن است. این اصطلاح که در ردیف اخلاق اقتصادی و به معنای تربیت معاش، تنظیم مصرف، پرورش دادن روح، انضباط مالی و نظم اقتصادی در افراد است، موجب استوارسازی اصل نظم و اعتدال در مصرف می شود؛ زیرا برنامه ریزی حاکم بر زندگی افراد، مۆسسه ها، نهادها، اداره ها و مراکز، هرگاه بر شالوده میانه روی و مراعات حدود باشد و اندازه لازم و مناسب در نظر گرفته شود، باعث رفاه خود می شود و بی نیازی و امنیت اقتصادی اجتماع و افراد پدید خواهد آمد.
در مقابل، بدیهی است هرگاه برنامه ریزی ها در زندگی افراد، مۆسسه ها و نهادها بر عکس این روال باشد، موجب سقوط مالی افراد و در پی آن، نیازمندی جامعه می شود.
شکل راستین اندازه داری در زندگی و مصارف که آموزه های اسلامی بر آن تأکید کرده اند، این است که زندگی اسرافی، به زندگی مقتصدانه و میانه رو تبدیل شود و اندازه داری و انضباط، بر همه موارد مصرف حاکم باشد تا مصرف کردن و بهره مند شدن از موهبت ها و امکانات موجود، هم از نظر کمّی و هم کیفی، با واقعیت زندگی فطری انسان هماهنگ شود. همچنین برخورداری همه مردمان از اموال و امکانات و نعمت های الهی، همچون زندگی یک خانواده همگون باشد و این هماهنگی و همگونی برای فرد و جامعه، جز از راه اندازه داری و میانه روی و کوشش جدی حاکمیت برای تحقق بخشیدن به آن، شدنی نیست.
پی نوشت :
. ابوجعفر صفار القمی، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد، ص(7).
2. بحارالانوار، ج1، ص214.
3. همان.
4. یوسف قرضاوی، سیمای صابران در قرآن، ترجمه: محمدعلی لسانی فشارکی، ص21.
5. احیاء علوم الدین، ج4، صص 66 و 67، به نقل از: سیمای صابران در قرآن، صص 23 ـ 26. (با اندکی تصرف)
6. دایرة المعارف تشیع، ج10، ص261، ذیل واژه صبر.
اعوذبالله من شر نفسی و من شر شیطان لعین الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله رب العالمین
بحث اصول عقايد را با طرح سؤ الى شروع مى كنيم :
آيا انسان به دين نياز دارد؟
قبل از پاسخ اين سؤ ال ، لازم است ابتدا نيازهاى انسان را ذكر كنيم .
هر انسانى سه نوع نياز دارد:
1- نياز شخصى 2- نياز اجتماعى 3- نياز عالى
مابقی در ادامه مطلب...
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله رب العالمین
از ويژگيهاى روانى انسان، ميل فطرى و غريزى به شناختن حقايق و اطلاع از واقعيتهاست كه از آغاز كودكى در هر انسانى ظاهر مىشود و تا پايان عمر، ادامه دارد. همين فطرت حقيقت جويى كه گاهى بنام «حس كنجكاوى» ناميده مىشود مىتواند انسان را وادار كند تا درباره مسائلى كه در چارچوبه دين، مطرح مىشود بينديشد و درصدد شناختن دين حق برآيد،
ما بقی در ادامه مطلب.....
درباره كيفيت پيدايش اديان مختلف، در ميان دانشمندان تاريخ اديان و جامعهشناسى و مردم شناسى، اختلافاتى وجود دارد. ولى براساس آنچه از مدارك اسلامى بدست مىآيد بايد گفت: تاريخ پيدايش دين، همزمان با پيدايش انسان است و اولين فرد انسان (حضرت آدم«ع») پيامبر خدا و منادى توحيد و يگانه پرستى بوده، و اديان شرك آميز همگى در اثر تحريفات و اعمال سليقه ها و اغراض فردى و گروهى پديد آمده است.1
مابقی در ادامه مطلب...........
واژه هاى جهان بينى و ايدئولوژى، به معناى كمابيش مشابهى بكار مىرود، از جمله معانى جهان بينى اين است: «يك سلسله اعتقادات و بينشهاى كلى هماهنگ درباره جهان و انسان، و بطور كلى درباره هستى». و از جمله معانى ايدئولوژى اينست: «يك سلسله آراء كلّى هماهنگ درباره رفتارهاى انسان».
ما بقی در ادامه مطلب....
بسم الله الرحمن الرحیم
مفهموم دین