جزیره خضراء
بسم الله الرحمن الرحیم
جزیره خضراء

به عنوان جایگاه زندگی حضرت مهدي علیه السلام و فرزندان ایشان در دوران « جزیره خضرا » در برخی از کتابهاي متأخر از غیبت یاد شده است. اصل این قضیه به دو حکایت باز میگردد. الف. حکایت اوّل از کمال الدین و تمام النعمۀ احمد بن محمد بن یحیی انباري (در سال 543 ه. ق) نقل شده و خلاصه آن بدین قرار است: وي میگوید: در شبی که مصادف با ماه رمضان بود، مهمان وزیري به نام یحیی ابن هبیره بودم. در آن ضیافت در کنار وزیر، مردي نشسته بود که سخت مورد احترام وي قرار داشت. آن
مرد گفت: با جمعی همراه پدرم به قصد تجارت به دریا رفتم سرنوشت ما را به جزایر سرسبزي برد که در آنجا وفور نعمت بود. از « ظاهره » و مرکز آن « مبارکه » ناخدا نام آنجا را جویا شدم؛ اظهار بیاطلاعی کرد. از مردم آن منطقه پرسیدم؛ گفتند: نام این شهر نام دارد. ما خواستیم مشغول تجارت شویم، لازم بود که مالیات خود را بپردازیم. سؤال کردیم: به چه « طاهر » است و حاکمش شخصی پرداخت کنیم؟ نایب سلطان به ما معرفی شد. خدمت او رسیدیم، او از عقاید ما سؤال کرد؛ خود را معرفی کردیم. نایب
به « مبارکه » گفت: یهودي و نصرانی جزیه بدهند و از مسلمانان سؤالاتی کرد و فرمود: تمام اموال آنها مصادره گردد. از شهر و از آنجا به شهر « ظلوم » سفر کردیم، سپس به شهر « رائقه » رفتیم و خدمت سلطان رسیدیم و بعد از هشت روز به شهر « ظاهره » رفتیم تمام این شهرها شیعه نشین و سرشار از نعمتهاي الهی بود. امیر هر کدام از فرزندان امام زمان علیه « عناطیس » دیگري به نام السلام بود. ما یک سال توقف داشتیم که امام زمان علیه السلام را ملاقات کنیم؛ ولی میسر نشد و از جمع ما فقط دو نفر جهت ملاقات ماندند و بقیه برگشتیم. (بحارالانوار، ج 53 ، ص 213 .) ب. حکایت دوم از علی بن فاضل مازندرانی (در سال 699 ه. ق) نقل شده که خلاصه آن به قرار ذیل است: در یکی از قریههاي اندلس بودم؛ با کاروانی برخورد کردم. گفتند: ما اهل منطقهاي در نزدیکی جزایر شیعیان هستیم. وقتی نام جزایر شیعیان را شنیدم، مشتاق سفر به آنجا شدم. سفر را آغاز نمودم تا به آنجا رسیدم. در که متعلق به امام زمان و اولاد آن حضرت است - میرسد. منتظر شدم تا - « جزیره خضراء » آنجا بیان شد که ارزاق آن جزیره از کشتیهاي ارزاق وارد شد. پیرمردي خوش سیما، همراه آنان بود که مرا میشناخت. با او همسفر شدم تا به مقصود خود برسم. در مسیر خود آبهاي سفیدي را مشاهده کردم که آن پیرمرد گفت: این آبها جزیره خضرا را احاطه نموده است و مانع میشود که دشمن وارد جزیره گردد. از آنجا که گذشتیم، چشمم به هفت قلعه استوار با دیوارهاي محکم و برجهاي به آسمان کشیده شده خورد. از آنها که گذشتیم، وارد جزیره خضرا شدیم. در روز جمعهاي در نماز جمعه شرکت کردم و نماز جمعه را با سید شمس
الدین ادا نمودم، بعد از نماز از سید شمس الدین پرسیدم: آیا امام زمان علیه السلام در مسجد حاضر بودند؟ گفت: نه. ولی من نایب خاصّ آن حضرت هستم. از او پرسیدم: آیا شما امام را مشاهده کردهاید؟ گفت: نه. با سید شمس به خارج آن شهر رفتم، مردي خوش سیما را مشاهده کردم از سید پرسیدم این مرد کیست؟ جواب داد: او همراه یک نفر دیگر خادمان قبه هستند و کوهی را به من نشان داد و گفت: قبه در آنجا است. وي گفت: من هر صبح جمعه میروم آنجا و امام را زیارت میکنم تو نیز بیا و امام را
زیارت کن. رفتم به سمت قبه و از خادمان آن پرسیدم: آیا میشود امام را اینجا مشاهده کرد؟ گفتند: هرگز دیدن امام ممکن نیست! بعد از سید شمس پرسیدم، چرا بعضی آیات قرآن با هم مرتبط نیستند؟ گفت: قرآن بر هفت حرف نازل شده است و وقتی عمر و ابوبکر قرآن را تنظیم کردند، بعضی از آیات را حذف نمودند؛ لذا برخی آیات با هم مرتبط نیستند. روز جمعهاي در مسجد بودم که سر و صدایی از بیرون مسجد شنیدم. از سید شمس پرسیدم: این سر و صدا چیست؟ گفت: اینها سیصد نفر از یاران امام زمان علیه السلام و منتظر فرج آن حضرت هستند. از اینها سیزده نفر هنوز باقی مانده است که یاران حضرت کامل شوند. بعد پرسید:
اساتید ما قائلند روایاتی داریم که: هر کس در غیبت امام ادعاي مشاهده آن حضرت را داشته باشد، تکذیبش کنید؟ سید شمس گفت: این مربوط به دوران بنی عباس است. بعد از او پرسیدم: آیا میشود امام را در دوران غیبت دید؟ گفت: نه. گفتم: من از مخلصین آقا هستم. گفت: تو دو مرتبه آن حضرت را دیدهاي. بعد از خمس پرسیدم. سید شمس گفت: حضرت خمس را بر شیعیان مباح نموده است و پرداخت آن واجب نیست. پس سید شمس به من دستور داد که به وطن برگردم و مرا با همان کشتی که وارد
جزیره خضرا شده بودم، برگرداندند. (بحارالانوار، ج 52 ، ص 159 .) نکات مشترك دو حکایت
1. محل سکونت امام زمان علیه السلام و فرزندان آن حضرت، در جزیرهاي میان دریا قرار دارد.2. امام زمان علیه السلام هم اکنون داراي همسر و فرزند میباشند.
3. این جزیره بسیار خوش آب و هوا و سرسبز است و در نقاط دیگر دنیا نظیر ندارد.
4. در این جزیره میتوان امام زمان علیه السلام را مشاهده کرد.
5. نظم اجتماعی، رفاه و کیفیت سلوك مردم، در آن بسیار عالی است.6. ناقلان هر دو داستان، دو شخص مجهول میباشند.
دیدگاهها در این باره
1. گروهی اندك بر این عقیدهاند که این داستان واقعی است.
2. برخی از کسانی که اصل داستان
را پذیرفتهاند، آن را با مثلث برمودا تطبیق دادهاند. (ر.ك: ناجی نجار، جزیره خضرا و تحقیقی پیرامون مثلث برمودا؛ سید جعفر رفیعی، جزیره خضرا.) 3. پژوهشگران سترگی چون شیخ جعفر کاشف الغطاء، آقا بزرگ طهرانی، علامه شوشتري، علامه جعفر مرتضی عاملی، محمد باقر بهبودي و … بر این عقیدهاند که داستان جزیره خضرا واقعیت ندارد و بر دو حکایت یاد شده اشکالات متعدد سندي، تاریخی و متنی وارد نموده و آن را کاملًا از درجه اعتبار ساقط کردهاند. شایسته است در اینجا به بعضی از اشکالات اشاره شود: حکایت علی بن فاضل مازندرانی اشکالات سندي
1. علامه مجلسی رحمه الله تصریح میفرماید: که این حکایت را در کتابهاي معتبر نیافته و به همین علت آن را به صورت مستقل در یک باب جداگانه نقل کرده است. (بحارالانوار، ج 52 ، ص
2. هیچ یک از علما و بزرگان معاصر علی بن فاضل مازندرانی، همچون علامه حلی و ابن داوود اسمی از او و داستانش به (.169 میان نیاوردهاند. این قضیه از چند حال خارج نیست: یا معاصران وي داستان او را دروغ و باطل تلقی کردهاند، یا اصلًا چنین داستانی را نشنیدهاند و یا اینکه این داستان در زمانهاي بعد از آنان ساخته شده است.
3. در میان منابع موجود، قدیمیترین مأخذي که براي اثر قاضی نوراللّه شوشتري است. او در سال 1019 ه. ق به شهادت رسیده « مجالس المؤمنین » این داستان به چشم میخورد، کتاب است؛ در حالی که داستان جزیره خضرا مربوط به سال 699 ه. ق است؛ بر این حکایت اشکالات فراوان دیگري نیز وارد شده که به همین مقدار بسنده میگردد. اشکالات متنی در داستان علی بن فاضل به مطالبی اشاره شده که با بسیاري از مسلّمات دینی سازگاري ندارد و روایات زیادي بر خلاف آن مطالب هست که به برخی از آنها اشاره میگردد:
1. در متن روایت آمده است که:
فاضل مازندرانی از شخصی به نام سید شمس الدین پرسید: چرا میان برخی آیات قرآن کریم، ارتباط منطقی وجود ندارد؟ سید شمس الدین پاسخ داد: این قرآنی است که خلیفه اول جمع آوري کرده و بعضی آیات با هم سازگاري ندارد! همانگونه که مشاهده میشود، اگر کسی این قسمت را قبول کند، قائل به تحریف قرآن شده است. این مطلب به اجماع شیعه و سنی و به موجب حجر ( 15 )، آیه 9.) باطل و مردود است. از طرفی اهتمام و توجه زیاد ) « اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّکْرَ وَ اِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ » صریح آیه قرآن
مسلمانان به نوشتن و حفظ قرآن و تعدّد نسخهها و شیوع آن در بین مسلمین، از زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و زیر نظر مستقیم آن حضرت، تا حدي بود که تبدیل و تحریف آن از امور محال و ممتنع بود. 2. متن حکایت، مکان و محل سکونت آن
1. امام صادق علیه السلام - حضرت را جزیره خضرا معرفی میکند. این مطلب، بر خلاف بسیاري از روایات است، از جمله:
2 ، کتاب الغیبۀ، ص 161 ؛ الغیبۀ، ص 171 ) «. کسی از مکان سکونت آن حضرت اطلاع ندارد؛ مگر خدمتکار آن حضرت » : میفرماید امام زمان علیه السلام در بین مردم به طور ناشناس در همه جا حضور پیدا میکند؛ ولی مردم » : 2. آن حضرت میفرماید - 2 (. ح .5
.3 (. بحارالانوار، ج 52 ، ص 154 ) «. حضرت را نمیشناسند؛ مگر آنکه حضرت با اذن پروردگار، خود را به خواص معرفی فرماید در متن حکایت آمده است؛ جزیره خضرا داراي هفت حصار از برجهاي محکم دفاعی برخوردار است تا دشمنان نتوانند وارد آن جزیره شوند. از طرفی گفته شده: آن جزیره به وسیله آبهاي سفیدي که در اطراف آن وجود دارد، همراه با نیروي غیبی، محافظت میگردد.
4. در متن حکایت از قول خادمان قبّه نقل شده که رؤیت امام علیه السلام غیر ممکن است؛ ولی در گفتگو با سید چگونه میتوان بین غیرممکن بودن رؤیت و «. هر مؤمن با اخلاص میتواند امام را ببیند؛ ولی او را نمیشناسد » : شمسالدین، گفتدیدن مشروط جمع کرد؟!
5. در یک روز جمعه، راوي داستان سر و صداي زیادي از بیرون مسجد شنیده، از سید شمس الدین
اگر این مطلب «. پرسید: این سر و صدا چیست؟ گفت: اینها سیصد نفر از یاران امام زمان علیه السلام و منتظر سیزده نفر دیگر هستند را بپذیریم، باید قائل به طولانی بودن عمر آن سیصد نفر و حیات آنان تا کنون و تا هنگام ظهور باشیم که البته هیچ دلیلی بر آن
نداریم.
6. متن داستان بر وجود همسر و اولاد براي حضرت ولی عصر علیه السلام دلالت میکند. این نظریه را بزرگانی چون مفید، بیاضی و طبرسی رحمه الله و … نپذیرفتهاند و روایاتی را که ثابت میکند آن حضرت داراي اولادي هستند، از نظر سند رد کردهاند. حکایت انباري اشکالات سندي داستان انباري فاقد هر گونه استناد است؛ چون صاحب کتاب التعازي آن را نقل نکرده است؛ بلکه استنساخ کننده نامعلومی آن را در پایان کتاب التعازي افزوده است. پس معلوم نیست این خبر را از کجا و از چه کسی شنیده است؟
اشکالات متنی
1. از متن حکایت این طور استفاده میگردد که یک تاجر مسیحی با تعدادي افراد یهودي و اهل سنّت به زیارت نایب صاحبالامر علیه السلام مشرف شدهاند! چگونه ممکن است که صدها مسلمان شیعه و عالم با تقوا و عاشق امام زمان علیه السلام، به چنین افتخار نائل نشده باشند؛ ولی این جماعت چنین سعادتی یافتهاند!!
2. در متن داستان از شهرهایی نام برده شده که در منابع جغرافیایی معتبر و قدیمی، اصلًا نامی از آنها برده نشده است.
3. در متن حکایت آمده است: فرزند امام زمان علیه السلام از یهود و نصارا جزیه گرفت؛ ولی اموال اهل سنّت را مصادره کرد. این مطلب با هیچ یک از احکام الهی سازگاري ندارد.
مرد گفت: با جمعی همراه پدرم به قصد تجارت به دریا رفتم سرنوشت ما را به جزایر سرسبزي برد که در آنجا وفور نعمت بود. از « ظاهره » و مرکز آن « مبارکه » ناخدا نام آنجا را جویا شدم؛ اظهار بیاطلاعی کرد. از مردم آن منطقه پرسیدم؛ گفتند: نام این شهر نام دارد. ما خواستیم مشغول تجارت شویم، لازم بود که مالیات خود را بپردازیم. سؤال کردیم: به چه « طاهر » است و حاکمش شخصی پرداخت کنیم؟ نایب سلطان به ما معرفی شد. خدمت او رسیدیم، او از عقاید ما سؤال کرد؛ خود را معرفی کردیم. نایب
به « مبارکه » گفت: یهودي و نصرانی جزیه بدهند و از مسلمانان سؤالاتی کرد و فرمود: تمام اموال آنها مصادره گردد. از شهر و از آنجا به شهر « ظلوم » سفر کردیم، سپس به شهر « رائقه » رفتیم و خدمت سلطان رسیدیم و بعد از هشت روز به شهر « ظاهره » رفتیم تمام این شهرها شیعه نشین و سرشار از نعمتهاي الهی بود. امیر هر کدام از فرزندان امام زمان علیه « عناطیس » دیگري به نام السلام بود. ما یک سال توقف داشتیم که امام زمان علیه السلام را ملاقات کنیم؛ ولی میسر نشد و از جمع ما فقط دو نفر جهت ملاقات ماندند و بقیه برگشتیم. (بحارالانوار، ج 53 ، ص 213 .) ب. حکایت دوم از علی بن فاضل مازندرانی (در سال 699 ه. ق) نقل شده که خلاصه آن به قرار ذیل است: در یکی از قریههاي اندلس بودم؛ با کاروانی برخورد کردم. گفتند: ما اهل منطقهاي در نزدیکی جزایر شیعیان هستیم. وقتی نام جزایر شیعیان را شنیدم، مشتاق سفر به آنجا شدم. سفر را آغاز نمودم تا به آنجا رسیدم. در که متعلق به امام زمان و اولاد آن حضرت است - میرسد. منتظر شدم تا - « جزیره خضراء » آنجا بیان شد که ارزاق آن جزیره از کشتیهاي ارزاق وارد شد. پیرمردي خوش سیما، همراه آنان بود که مرا میشناخت. با او همسفر شدم تا به مقصود خود برسم. در مسیر خود آبهاي سفیدي را مشاهده کردم که آن پیرمرد گفت: این آبها جزیره خضرا را احاطه نموده است و مانع میشود که دشمن وارد جزیره گردد. از آنجا که گذشتیم، چشمم به هفت قلعه استوار با دیوارهاي محکم و برجهاي به آسمان کشیده شده خورد. از آنها که گذشتیم، وارد جزیره خضرا شدیم. در روز جمعهاي در نماز جمعه شرکت کردم و نماز جمعه را با سید شمس
الدین ادا نمودم، بعد از نماز از سید شمس الدین پرسیدم: آیا امام زمان علیه السلام در مسجد حاضر بودند؟ گفت: نه. ولی من نایب خاصّ آن حضرت هستم. از او پرسیدم: آیا شما امام را مشاهده کردهاید؟ گفت: نه. با سید شمس به خارج آن شهر رفتم، مردي خوش سیما را مشاهده کردم از سید پرسیدم این مرد کیست؟ جواب داد: او همراه یک نفر دیگر خادمان قبه هستند و کوهی را به من نشان داد و گفت: قبه در آنجا است. وي گفت: من هر صبح جمعه میروم آنجا و امام را زیارت میکنم تو نیز بیا و امام را
زیارت کن. رفتم به سمت قبه و از خادمان آن پرسیدم: آیا میشود امام را اینجا مشاهده کرد؟ گفتند: هرگز دیدن امام ممکن نیست! بعد از سید شمس پرسیدم، چرا بعضی آیات قرآن با هم مرتبط نیستند؟ گفت: قرآن بر هفت حرف نازل شده است و وقتی عمر و ابوبکر قرآن را تنظیم کردند، بعضی از آیات را حذف نمودند؛ لذا برخی آیات با هم مرتبط نیستند. روز جمعهاي در مسجد بودم که سر و صدایی از بیرون مسجد شنیدم. از سید شمس پرسیدم: این سر و صدا چیست؟ گفت: اینها سیصد نفر از یاران امام زمان علیه السلام و منتظر فرج آن حضرت هستند. از اینها سیزده نفر هنوز باقی مانده است که یاران حضرت کامل شوند. بعد پرسید:
اساتید ما قائلند روایاتی داریم که: هر کس در غیبت امام ادعاي مشاهده آن حضرت را داشته باشد، تکذیبش کنید؟ سید شمس گفت: این مربوط به دوران بنی عباس است. بعد از او پرسیدم: آیا میشود امام را در دوران غیبت دید؟ گفت: نه. گفتم: من از مخلصین آقا هستم. گفت: تو دو مرتبه آن حضرت را دیدهاي. بعد از خمس پرسیدم. سید شمس گفت: حضرت خمس را بر شیعیان مباح نموده است و پرداخت آن واجب نیست. پس سید شمس به من دستور داد که به وطن برگردم و مرا با همان کشتی که وارد
جزیره خضرا شده بودم، برگرداندند. (بحارالانوار، ج 52 ، ص 159 .) نکات مشترك دو حکایت
1. محل سکونت امام زمان علیه السلام و فرزندان آن حضرت، در جزیرهاي میان دریا قرار دارد.2. امام زمان علیه السلام هم اکنون داراي همسر و فرزند میباشند.
3. این جزیره بسیار خوش آب و هوا و سرسبز است و در نقاط دیگر دنیا نظیر ندارد.
4. در این جزیره میتوان امام زمان علیه السلام را مشاهده کرد.
5. نظم اجتماعی، رفاه و کیفیت سلوك مردم، در آن بسیار عالی است.6. ناقلان هر دو داستان، دو شخص مجهول میباشند.
دیدگاهها در این باره
1. گروهی اندك بر این عقیدهاند که این داستان واقعی است.
2. برخی از کسانی که اصل داستان
را پذیرفتهاند، آن را با مثلث برمودا تطبیق دادهاند. (ر.ك: ناجی نجار، جزیره خضرا و تحقیقی پیرامون مثلث برمودا؛ سید جعفر رفیعی، جزیره خضرا.) 3. پژوهشگران سترگی چون شیخ جعفر کاشف الغطاء، آقا بزرگ طهرانی، علامه شوشتري، علامه جعفر مرتضی عاملی، محمد باقر بهبودي و … بر این عقیدهاند که داستان جزیره خضرا واقعیت ندارد و بر دو حکایت یاد شده اشکالات متعدد سندي، تاریخی و متنی وارد نموده و آن را کاملًا از درجه اعتبار ساقط کردهاند. شایسته است در اینجا به بعضی از اشکالات اشاره شود: حکایت علی بن فاضل مازندرانی اشکالات سندي
1. علامه مجلسی رحمه الله تصریح میفرماید: که این حکایت را در کتابهاي معتبر نیافته و به همین علت آن را به صورت مستقل در یک باب جداگانه نقل کرده است. (بحارالانوار، ج 52 ، ص
2. هیچ یک از علما و بزرگان معاصر علی بن فاضل مازندرانی، همچون علامه حلی و ابن داوود اسمی از او و داستانش به (.169 میان نیاوردهاند. این قضیه از چند حال خارج نیست: یا معاصران وي داستان او را دروغ و باطل تلقی کردهاند، یا اصلًا چنین داستانی را نشنیدهاند و یا اینکه این داستان در زمانهاي بعد از آنان ساخته شده است.
3. در میان منابع موجود، قدیمیترین مأخذي که براي اثر قاضی نوراللّه شوشتري است. او در سال 1019 ه. ق به شهادت رسیده « مجالس المؤمنین » این داستان به چشم میخورد، کتاب است؛ در حالی که داستان جزیره خضرا مربوط به سال 699 ه. ق است؛ بر این حکایت اشکالات فراوان دیگري نیز وارد شده که به همین مقدار بسنده میگردد. اشکالات متنی در داستان علی بن فاضل به مطالبی اشاره شده که با بسیاري از مسلّمات دینی سازگاري ندارد و روایات زیادي بر خلاف آن مطالب هست که به برخی از آنها اشاره میگردد:
1. در متن روایت آمده است که:
فاضل مازندرانی از شخصی به نام سید شمس الدین پرسید: چرا میان برخی آیات قرآن کریم، ارتباط منطقی وجود ندارد؟ سید شمس الدین پاسخ داد: این قرآنی است که خلیفه اول جمع آوري کرده و بعضی آیات با هم سازگاري ندارد! همانگونه که مشاهده میشود، اگر کسی این قسمت را قبول کند، قائل به تحریف قرآن شده است. این مطلب به اجماع شیعه و سنی و به موجب حجر ( 15 )، آیه 9.) باطل و مردود است. از طرفی اهتمام و توجه زیاد ) « اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّکْرَ وَ اِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ » صریح آیه قرآن
مسلمانان به نوشتن و حفظ قرآن و تعدّد نسخهها و شیوع آن در بین مسلمین، از زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و زیر نظر مستقیم آن حضرت، تا حدي بود که تبدیل و تحریف آن از امور محال و ممتنع بود. 2. متن حکایت، مکان و محل سکونت آن
1. امام صادق علیه السلام - حضرت را جزیره خضرا معرفی میکند. این مطلب، بر خلاف بسیاري از روایات است، از جمله:
2 ، کتاب الغیبۀ، ص 161 ؛ الغیبۀ، ص 171 ) «. کسی از مکان سکونت آن حضرت اطلاع ندارد؛ مگر خدمتکار آن حضرت » : میفرماید امام زمان علیه السلام در بین مردم به طور ناشناس در همه جا حضور پیدا میکند؛ ولی مردم » : 2. آن حضرت میفرماید - 2 (. ح .5
.3 (. بحارالانوار، ج 52 ، ص 154 ) «. حضرت را نمیشناسند؛ مگر آنکه حضرت با اذن پروردگار، خود را به خواص معرفی فرماید در متن حکایت آمده است؛ جزیره خضرا داراي هفت حصار از برجهاي محکم دفاعی برخوردار است تا دشمنان نتوانند وارد آن جزیره شوند. از طرفی گفته شده: آن جزیره به وسیله آبهاي سفیدي که در اطراف آن وجود دارد، همراه با نیروي غیبی، محافظت میگردد.
4. در متن حکایت از قول خادمان قبّه نقل شده که رؤیت امام علیه السلام غیر ممکن است؛ ولی در گفتگو با سید چگونه میتوان بین غیرممکن بودن رؤیت و «. هر مؤمن با اخلاص میتواند امام را ببیند؛ ولی او را نمیشناسد » : شمسالدین، گفتدیدن مشروط جمع کرد؟!
5. در یک روز جمعه، راوي داستان سر و صداي زیادي از بیرون مسجد شنیده، از سید شمس الدین
اگر این مطلب «. پرسید: این سر و صدا چیست؟ گفت: اینها سیصد نفر از یاران امام زمان علیه السلام و منتظر سیزده نفر دیگر هستند را بپذیریم، باید قائل به طولانی بودن عمر آن سیصد نفر و حیات آنان تا کنون و تا هنگام ظهور باشیم که البته هیچ دلیلی بر آن
نداریم.
6. متن داستان بر وجود همسر و اولاد براي حضرت ولی عصر علیه السلام دلالت میکند. این نظریه را بزرگانی چون مفید، بیاضی و طبرسی رحمه الله و … نپذیرفتهاند و روایاتی را که ثابت میکند آن حضرت داراي اولادي هستند، از نظر سند رد کردهاند. حکایت انباري اشکالات سندي داستان انباري فاقد هر گونه استناد است؛ چون صاحب کتاب التعازي آن را نقل نکرده است؛ بلکه استنساخ کننده نامعلومی آن را در پایان کتاب التعازي افزوده است. پس معلوم نیست این خبر را از کجا و از چه کسی شنیده است؟
اشکالات متنی
1. از متن حکایت این طور استفاده میگردد که یک تاجر مسیحی با تعدادي افراد یهودي و اهل سنّت به زیارت نایب صاحبالامر علیه السلام مشرف شدهاند! چگونه ممکن است که صدها مسلمان شیعه و عالم با تقوا و عاشق امام زمان علیه السلام، به چنین افتخار نائل نشده باشند؛ ولی این جماعت چنین سعادتی یافتهاند!!
2. در متن داستان از شهرهایی نام برده شده که در منابع جغرافیایی معتبر و قدیمی، اصلًا نامی از آنها برده نشده است.
3. در متن حکایت آمده است: فرزند امام زمان علیه السلام از یهود و نصارا جزیه گرفت؛ ولی اموال اهل سنّت را مصادره کرد. این مطلب با هیچ یک از احکام الهی سازگاري ندارد.
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 20:36 توسط مهدی
|
اعوذبالله من شر نفسی و من شر شیطان لعین الرجیم